در میانهی دههی ۲۰ خورشیدی، زمانی که جامعهی ایران میان سنت و تجدد سرگردان بود، انجمن خروس جنگی شکل گرفت. گروهی از هنرمندان جوان تصمیم گرفتند سکوت فضای محافظهکار هنر را بشکنند. آنان در برابر کهنهپرستی و تکرار الگوهای قدیمی ایستادند و با جسارت به دنبال شکل تازهای از بیان هنری رفتند.
این گروه، در سال ۱۳۲۷ با نامی استعاری و بیدارگرانه شناخته شد: انجمن خروس جنگی.
دههی ۲۰، دوران پرآشوبی در فرهنگ و سیاست ایران بود. جریانهای مخالف انجمن نوگرای خروس جنگی به سه دسته تقسیم میشدند:
۱. نگارگران سنتی که تنها نگارگری ایرانی را هنر اصیل میدانستند،
۲. پیروان مکتب کمالالملک که طبیعتگرایی اروپایی را معیار زیبایی میپنداشتند،
۳. و حزب توده ایران که هنر را ابزاری برای آموزش تودهها میخواست و با فرمهای انتزاعی مخالف بود.
در چنین فضایی بود که جلیل ضیاءپور، نقاش و فارغالتحصیل هنرکدهی هنرهای زیبای تهران، پرچمدار هنر نوگرای ایران شد. او که بورسیهی دولت فرانسه بود و در مدرسهی بوزار پاریس (École des Beaux-Arts) تاریخ هنر، سبکشناسی، جامعهشناسی و باستانشناسی آموخته بود، با بازگشت به ایران در کنار غلامحسین غریب و حسن شیروانی انجمن خروس جنگی را پایهگذاری کرد.


انجمن خروس جنگی با هدف تحول در فرهنگ و هنر ایران شکل گرفت؛ تلاشی برای آشنا کردن جامعه با نگاه و زبان تازه در نقاشی، شعر، موسیقی، تئاتر و ادبیات.
اعضای انجمن جلسات و نشستهای متعددی برگزار میکردند و نشریهای به همین نام منتشر میساختند تا موج نو در هنر ایران را معرفی و مخاطبان تازهای برای آن ایجاد کنند.
در حقیقت، خروس جنگی تلاشی بود برای بیدار کردن جامعه از خواب تکرار — همانطور که خروس در سپیدهدم، خبر از آغاز روزی تازه میدهد.
نام انجمن از دل اسطوره و شعر برآمد. در فرهنگ ایران باستان، خروس نماد بیدارباش و همراه فرشتهی بهمن بود که هر بامداد با بانگ خود، مردم را به روشنایی فرامیخواند.
غلامحسین غریب میگوید الهام این نام از شعر معروف نیما یوشیج، «خروس میخواند» گرفته شد.
در واقع همانطور که نیما در شعر فارسی انقلابی بهپا کرد، خروس جنگی نیز میخواست چشم جامعه را به روی هنر نو و ادبیات نو باز کند.
لوگوی انجمن را جلیل ضیاءپور طراحی کرد؛ تصویری کوبیستی از خروسی برانگیخته، الهامگرفته از طرحهای پیکاسو، با خطوط شکسته و سطوح هندسی — نمادی از تولد هنر مدرن در ایران.


فعالیت انجمن در دو دورهی اصلی شکل گرفت:
دورهی نخست (۱۳۲۷ تا حدود ۱۳۲۹)
در این دوره، اعضای اصلی یعنی جلیل ضیاءپور، غلامحسین غریب، حسن شیروانی و منوچهر شیبانی بودند. هنرمندان دیگری نیز با این گروه همکاری مقطعی داشتند.
نشریهی خروس جنگی اشعار نیما یوشیج، نقدهای ادبی نو، و آثار هنرمندان نوگرای جوان را منتشر میکرد.
بیانیهی نخستین شماره با این بیت از فرخی سیستانی آغاز میشد که جوهرهی فکری گروه را بازتاب میداد:
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر
در این دوران، خروس جنگی به محفلی برای گفتوگو دربارهی آیندهی هنر ایران تبدیل شد.
دورهی دوم
با پیوستن هوشنگ ایرانی — شاعر و منتقد تندرو — مسیر انجمن دگرگون شد. به گفتهی غلامحسین غریب: «خروس جنگی واقعی هوشنگ ایرانی بود».
از این پس نشریه بیشتر به سمت ادبیات و شعر نو رفت و لحنش تندتر و انقلابیتر شد. بیانیهی معروف «سلاخ بلبل» که در همین دوره چاپ شد، با جملهی تکاندهندهی «مرگ بر احمقان» پایان مییافت و نشانهی جسارت اندیشههای تازه بود.
در همین زمان، جلیل ضیاءپور از انجمن کناره گرفت، اما تأثیر او بر مسیر هنر مدرن ایران ماندگار شد.
هرچند عمر این انجمن کوتاه بود، اما اثری ژرف بر هنر معاصر ایران گذاشت.
در کنار نشریهی اصلی، دو مجلهی دیگر با نامهای «پنجهخروس» و «کویر» نیز منتشر شدند و حلقهی ارتباطی میان هنرمندان، نویسندگان و روشنفکران شدند.
در این جمع، نامهایی چون نیما یوشیج، سهراب سپهری، بهمن محصص و دیگر چهرههای اثرگذار هنر نو ایران دیده میشدند.
خروس جنگی نه تنها آغازگر گفتوگو دربارهی هنر مدرن بود، بلکه نسلی از هنرمندان را پروراند که نگاهشان به جهان از مرزهای بومی فراتر رفت، اما همچنان ریشه در خاک ایران داشت.
شمارهی دوم مجلهی پشتبام، ویژهنامهی انجمن خروس جنگی
آرشیو دانشگاه تهران – اسناد هنر نوگرای ایران
گفتوگوی غلامحسین غریب با روزنامهی آیندگان هنر، ۱۳۵۲
